شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

سلام به برو بچ شرمنده يه مدتي نبودم.اينبار با پست چت ائمدم به ياد سالهاي پيش و بچه هاي رمان خونه كه هرسال ايام تعطيلات دئر هم جمع ميشدن و با هم چت ميكردن.اميوارم تو اين سايت هم بتونيم مثه گذشته همديگه رو دريابيم… براي چت كليك كنيد

راهنماي عضويت در عاشقان رمان و گذاشتن مطلب   با سلام براي عضويت ابتدا بايد يك نام كاربري و يك ايميل براي من چه تو قسمت نظرات چه هرجايي كه دوست داشتين يا ايميل بزنين بهم به ادرس romankhaneh@yahoo.com تا من براتون دعوت نامه بفرستم. يك ايميل حاويه دعوتنامه و تاييد عضويت براتون از سايت […]

بایگانی برای دسته "رمان آخرین شب دوران نامزدی"

آخرین شب دوران نامزدی(25)

8 نظر

بابغض مثل بچها گفتم=نمیخوام دروغگو.دیگه باهات آشتی نمیکنم.

<font size="5" face="Times …

(بیشتر…)


آخرین شب دوران نامزدی(24)

16 نظر

فک کردم الان بلند میشه بره ولی نرفت.هیچی هم نمیگفت.

منم بعد …

(بیشتر…)


آخرین شب دوران نامزدی(23)

8 نظر

موقعه ی اذان ظهر سروکله ی رها پیدا شد من سرنماز بودم.اومد داخل اتاقم ونشست سرتخت به نیایش گفت=نگاه چه خاله ی خوبی …

(بیشتر…)


آخرین شب دوران نامزدی(22)

13 نظر

دستشوکرد توجیبش وبالحن نیشدار گفت=آره توراست میگی.

سرموانداختم …

(بیشتر…)


آخرین شب دوران نامزدی(21)

11 نظر

صبح با صدای گوشیم ازخواب بیدارشدم من بیشتر اوقات گوشیم روی سایلنت بود فک کنم کارمحمد بود به زور خودمو تکون دادم از روی …

(بیشتر…)


آخرین شب دوران نامزدی(20)

10 نظر

-یعنی چی؟یعنی تومیگی عموت حاضرمیشه برادر زاده اش بره زندان؟حالاتوهیجی محسن چی؟اونکه پسرشه.

<font size="5" …

(بیشتر…)


آخرین شب دوران نامزدی(19)

9 نظر

رسوندم دم خونه ورفت.رها وبهرام خونمون بودن سلام احوال پرسی کردم تا رفتم تو اتاقم رها اومد وگفت=خوب بگو؟چه خبر؟چیزی شده …

(بیشتر…)


آخرین شب دوران نامزدی(18)

10 نظر

گاهی وقتا به رابطه ی محمد وفامیلاشون باهم که اینقدر صمیمی وخوبن غبطه میخوردم.مامان محمدصدام کرد برم کمکش .مهدی قلیونو آورده بود دوتا …

(بیشتر…)


آخرین شب دوران نامزدی(17)

4 نظر

دوهفته بعد ازنامزدی محسن مامان محمد یه روز واسه ناهار دعوتشون کرد خیلی دوستداشتم بازم شیوا نامزدمحسنو دوباره ببینم منو محمد یکی دوساعت …

(بیشتر…)


آخرین شب دوران نامزدی

8 نظر

خواننده های عزیز

بنظرشما محمد والهام  چجور شخصیتی دارن؟؟؟؟؟

نظراتتونو میخوام …

(بیشتر…)


آخرین شب دوران نامزدی(16)

6 نظر

به سختی بهش گفتم=منو ازاینجا ببر محمد توروخدا.

-چرا؟مگه آوردمت توی جهنم؟چرا اینقدرعصبی ام میکنی.

<font …

(بیشتر…)


آخرین شب دوران نامزدی(15)

6 نظر

فقط نگاهم به سمتی بود که محمد اونجابود .

-عزیزم تو ومحمدهم برین برقصین وسط.

مامان …

(بیشتر…)


آخرین شب دوران نامزدی(14)

5 نظر

یه بار دیگه پیام محسن روخوندم.محمد روتکون دادم وگفتم=محمد بیدارشو.

دوسه بارصداش کردم خوابالودگفت=ها؟چیه؟

<font …

(بیشتر…)


آخرین شب دوران نامزدی(13)

3 نظر

آروم گفتم=بله؟

-قهری بام هنوز؟

ابروهامو دادم بالا وگفتم=نمیدونم.

<font …

(بیشتر…)


آخرین شب دوران نامزدی(12)

بدون نظر

دوستنداشتم بره فقط نگاش کردم رنگ وروش زرد شده بود نمیدونم چرا.انگار حالش خوب نبود رفت سمت در اروم گفتم=محمد حالت خوبه؟رنگ وروت پریده …

(بیشتر…)


رمان آخرین شب دوران نامزدی(11)

4 نظر

روی تخت دراز کشیده بودم فقط به سقف اتاقم توتاریکی نگاه میکردم صحفه های گوشیم روشن بود سرمو کج کردم ونگاه کردم شارزگوشیم داشت می خوابید …

(بیشتر…)


آخرین شب دوران نامزدی(10)

12 نظر

محمد نیشخند زد وگفت=الی پاشو بریم بیرون به این مزخرفات هم توجهی نکن.
-محمد نکنه چون من سنم کمه بنظرت چیزی بارم نیست حرفتو بهم نمیزنی؟باخنده نگام …

(بیشتر…)


آخرین شب دوران نامزدی(9)

4 نظر

بلوزشو کشید پایین من فقط نگاهش میکردم که گفت=الی بیا بریم پیش دایی اینا.آروم گفتم=محمد بوی سیگار میدادی.

خندید …

(بیشتر…)


آخرین شب دوران نامزدی(8)

4 نظر

سه ماه از دوران عقدمون میگذشت سه ماه ازبهترین روزای عمرم .تا محمد پیشم نبود تو خونه فکرم باهاش بود وقتی هم که بودش کنارش بودم.هنوزبعد سه ماه درست پی …

(بیشتر…)


آخرین شب دوران نامزدی(7)

5 نظر

تارسیدیم خونه سریع رفتم سمت اتاقم محمد هم پشت سر داشت می اومد تا در اتاق روبازکردم وکیفمو پرت کردم سرتخت .توی چارچوب درایستاد …

(بیشتر…)


آخرین شب دوران نامزدی

1 نظر

بچه ها خیلی حرصم گرفته ظهر نخوابیدم نشستم براتون تایپ کردم …

(بیشتر…)


آخرین شب دوران نامزدی(6)

4 نظر

مشکل من با محمد طرز تربیتش بود فقط همین.

حسادت…..حسادت همون غیرته که توی مردا هست.میگن غیرت زن کفرآوره.

ساغر رو دیدم راستش ازاون موقعه …

(بیشتر…)


آخرین شب دوران نامزدی(5)

4 نظر

حال وهوای عجیبی داشتم تموم روزمو با فکر به محمد میگذروندم  محمد شده بود همه کس من.محمدی که دنیای منو نمی فهمید ومنم دنیای اون رو.ازاین مدتی که وارد …

(بیشتر…)


آخرین شب دوران نامزدی

5 نظر

بچه ها هنوز نمیدونم رمانمو چطور تموم کنم؟شما رمانی که آخراش خوب تموم بشه می پسندین یا رمانی که آخرش غمگین تموم بشه؟<img …

(بیشتر…)


آخرین شب دوران نامزدی(4)

7 نظر

اولین بحث وقهرمون دو سه هفته بعد دوران نامزدیمون اتفاق افتاد.تو این مدت محمد تو دلم جا باز کرده بود میدونست باید چطور رفتار کنه تا آدمو شیفته ی خودش …

(بیشتر…)


آخرین شب دوران نامزدی 3

1 نظر

گفتم=دانس برقصیم؟     -اگر تو دانس راحت تری باشه دانس می رقصیم.    سرمو بحالت مثبت تکون دادم وگفتم=باشه. یه ربع ساعت بعد فیلمبردار ازمون خواست که دانس …

(بیشتر…)


آخرین شب دوران نامزدی 2

3 نظر

خودمو با شنل پوشوندم همینکه محمد وفیلمبردار وارد شدن لبمو گاز گرفتم تا منو با این وضع دید میشد تعجب رو تو چشماش دید.با لبخند یه نگاه …

(بیشتر…)


آخرین شب دوران نامزدی

9 نظر

<span style="color: …

(بیشتر…)


X بستن تبلیغات