شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

راهنمای عضویت در عاشقان رمان و گذاشتن مطلب   با سلام برای عضویت ابتدا باید یک نام کاربری و یک ایمیل برای من چه تو قسمت نظرات چه هرجایی که دوست داشتین یا ایمیل بزنین بهم به ادرس romankhaneh@yahoo.com تا من براتون دعوت نامه بفرستم. یک ایمیل حاویه دعوتنامه و تایید عضویت براتون از سایت […]

بایگانی برای دسته "رمان تاوان بوسه های تو"

تاوان بوسه های تو قسمت اخر

۱۷ نظر

چندبار سعی کردم باهاش چشم تو چشم بشم ولی متوجهم نبود ….

(بیشتر…)


تاوان بوسه های تو ۱۵

۱ نظر

روی پاشنه پا چرخید با صورت اصلاح نشده و ته ریش دار یک پیراهن مردونه خاکستری با راه راه های شتری …

(بیشتر…)


تاوان بوسه های تو ۱۴

۱۶ نظر

صدای تلفن توی گوشم زنگ می زد دستی کنارم کشیدم جای خالی فرنود حس می شد بالشت فرنود روی سرم فشردم …

(بیشتر…)


تاوان بوسه های تو ۱۳

بدون نظر

خندید و گفت : نترس منصرف نشدم می رم یه دوش بگیرم تو هم حاظر شو !!!<br …

(بیشتر…)


تاوان بوسه های تو ۱۲

۶ نظر

خونسرد گفت : تو فکر کن یه دوست !!!!
<font …

(بیشتر…)


تاوان بوسه های تو ۱۱

بدون نظر

سرم و عقب کشیدم و گفتم : فرنود سرما خوردم واگیر داده !!!!

(بیشتر…)


تاوان بوسه های تو ۱۰

۹ نظر

فواد و شمیم هم جزئ آخرین مهمونا بودند کلی خودم و به فحش گرفتم چرا کارگری و برای پذیرایی نگرفتم …

(بیشتر…)


تاوان بوسه های تو ۹

بدون نظر

با یک تاب آبی با یقه ی بالوانی و جین آبی و چسبون کفشهای پاشنه چند سانتی اش در حالی که دسته ای …

(بیشتر…)


تاوان بوسه های تو ۸

۱۲ نظر

بعد از یک هفته بست نشینی خونه پدرم از فرنود خبری نشد کم کم داشتم نگرانش می شدم قبول داشتم …

(بیشتر…)


تاوان بوسه های تو ۷

بدون نظر

نهایتا بعد از یک روز خوددرگیری راهی خونه خودم شدم فرنود حتی یکبار هم تماس نگرفته بود و این بی تفاوتیش بیشتر بی قرارم کرده بود ! ! ! آروم وارد شد سکوت …

(بیشتر…)


تاوان بوسه های تو ۶

۳ نظر

به زحمت خودم و از پنجره بیرون انداختم ماشینی مقابلم ترمز کرد به سمتش رفتم و با خواهش …

(بیشتر…)


تاوان بوسه های تو ۵

بدون نظر

به فرنود هم به صورت مادرانه ای البته به صورت لفظی تبریک گفت و رو به بقیه که هنوز مات …

(بیشتر…)


تاوان بوسه های تو ۴

۶ نظر

همونطور که مقابل در رژه می رفتم ضربه ای به سنگ ریزه مقابلم زدم و طبق عادت نگاهی به صفحه …

(بیشتر…)


تاوان بوسه های تو ۳

بدون نظر

-اون ؟
یحیی : …

(بیشتر…)


تاوان بوسه های تو ۲

۳ نظر

با چشم و ابرو اشاره کردم بریم شیفته ناچارا سری تکون داد ونایلون به دست خارج شدیم سریع خودمون و …

(بیشتر…)


تاوان بوسه های تو ۱

۱ نظر

پتو رو بالاتر کشیدم وسرم و زیرش پنهان کردم و دوباره پلکهام …

(بیشتر…)